داستان نامگذاری فینگول مامان
از روزی که فهمیدیم خدای مهربون تو رو به ما هدیه داده من و بابایی کلی اسمهای مختلف لیست کرده بودیم ، هم اسم دختر و هم اسم پسر تا اینکه روز بیستم فروردین ماه ٩١ فهمیدم جوجوی ما یه پسر کاکل بسره
اون موقع بود که اسمهای دختر رفتن کنارو و اسامی پسر دوباره لیست شدن، خلاصه جونم برات بگه مامانی چهار ماهه تموم دنبال یه اسم قشنگ برای شما بودیم. از همه دوستان و فامیل نظرخواهی می کردیم و کلی گیج شده بودیم که بالاخره اسم این کاکل زری رو چی بزاریم از میون اون همه اسم دو سه تاش از نظرمون بهتر بود: هیراد ، فربد ، آرشان و آریا
بالاخره روز موعد فرا رسید و شما جیگری قدم به این دنیا گذاشتی و هنوز اسم نداشتی
با مشورت همه تا دو سه روز اول اسمت شد آرشان کوچولو (توی فیلم های اون دو روزت هم هست)
ولی بازم دلم راضی نمی شد تا اینکه به سلامتی داشت ده روزت تموم می شد و ما هنوز اسم قطعی برات نذاشته بودیم و بابایی می خواست شناسنامت رو بگیره
بالاخره در آخرین لحظه آتریا جون (مامان بنیامین و لیلین عزیز) اسم قشنگ آدرین رو به ما پیشنهاد کردن و من هم چون از قبل از این اسم خوشم می اومد قبول کردم و سرانجام بعد از یک پروژه چندین ماهه اسم شما آدرین نام یکی از پادشاهان روم انتخاب شد (البته باز هم با مخالفت های بسیار زیاد به دلیل سخت بودن و لاتین بودن اون) ولی خداروشکر الان خیلی خیلی از اسمت راضی هستیم و امیدواریم خودت هم خوشت بیاد عزیززززززززز مامانی 






داستان نامگذاری فینگول مامان
